السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

142

سيره معصومان ( فارسي )

شدند ، زنان در آخر صف جاى گرفتند و هرگاه يكى از سپاهيان پشت به ميدان نبرد مىكرد و مىگريخت او را تهييج مىكردند و كشتگان بدر را به ياد او مىآوردند . هند و ساير زنان همراهش بر طبل و دف مىزدند و اين ابيات را مىخواندند : نحن بنات طارق * نمشى على النمارق مشى القطا البوارق * المسك فى المفارق و الدر فى المخانق * ان تقبلوا نعانق او تدبروا نفارق * فراق غير وامق ما دختران طارقيم كه بر روى فرشهاى گرانبها راه مىرويم ، راه رفتن اسفرودهاى « 220 » پردرخشش و مائيم چون مشكى كه در فرق موها نهفته است ، و چونان مرواريد در گردنبندها هستيم ، اگر به دشمن هجوم آريد دست در گردنتان مىافكنيم ، و اگر به ميدان پشت كنيد از شما دورى مىگزينيم دورى كسى كه دوستدار نيست . در لسان العرب از ابن برى نقل است كه اين شعر متعلق به هند دختر بياضة بن رباح بن طارق الايادى است كه روز احد آن را سرود تا سپاهيان را به جنگ برانگيزد . نخستين كسى كه آتش جنگ را ميان دو طرف برافروخت ، ابو عامر راهب بود . او با پنجاه تن از قومش كه بندگان قريش هم با او بودند ، آشكار شد و خطاب به اوس بانگ برداشت : من ابو عامرم ! اوسيان گفتند : اى فاسق ! تو را درود و خوشامد مباد ! ابو عامر گفت : پس از من به قومم شر خواهد رسيد . آنها و مسلمانان به يكديگر سنگ و تير پراندند سپس ابو عامر و يارانش به ميدان پشت كردند . سپس جنگجويان از هر دو طرف به يكديگر نزديك شده به كارزار پرداختند . تيراندازان سوارگان مشركان را به تير زدند و آنان عقب‌نشينى كردند . طلحة بن ابى طلحه پرچمدار مشركان به ميدان آمد و بانگ سر داد : چه كسى مبارزه مىكند ؟ على ( ع ) به نبرد او شتافت ، على بر او پيشى گرفت و ضربتى بر سر او نواخت ، شمشير فرق طلحه را شكافت تا به ريش او رسيد و در نتيجه طلحه از پا درآمد . در روايتى آمده است : على ( ع ) ضربتى بر رانهاى طلحه زد و هر دو ران او قطع شد و طلحه بر خاك افتاد . على ( ع ) از كشتن او منصرف شد . به او گفته شد : چرا او را نكشتى ؟ پاسخ داد : او هنگامى كه بر خاك افتاد عورت خويش را به من نشان داد و مرا عاطفهء خويشاوندى درگرفت و دانستم كه خداوند او را خواهد كشت . او قوچ سپاه است ( اشاره به خواب پيغمبر ( ص ) ) . چون طلحه كشته شد ، رسول خدا ( ص ) بسيار خوش‌حال گرديد و تكبيرى بلند سر داد و مسلمانان هم تكبير گفتند . سپس ياران رسول خدا ( ص ) بر سپاهيان حمله بردند تا صفوف آنها را پراكنده ساختند .

--> ( 220 ) اسفرود يا سفرود همان مرغ سنگخواره است . ( مترجم )